اعظم نوری‌نیا: تحلیل درس ادبیات عمومی کنکور 95

 

تحلیل سوالات درس ادبیات عمومی انسانی/ کنکور 95

تحلیل کلی

در یک نگاه کلی، می‌توان گفت سوالات ادبیات عمومی امسال نسبت به کنکور 94، سا‌ده‌تر و تعداد سوالات چالشی کمتر بود.

تحلیل جزئی

واژگان

تقریباً تمام واژگان از کتاب درسی انتخاب شده بود.  مبحث چالشی خاصی در 3 سوال این بخش وجود نداشت.

املا

بخش املا، جزو بخشهایی است که کمی وقت گیر است. معمولاً در کنکور از واژه‌های هم‌آوا استفاده می‌شود؛ یعنی واژه‌هایی تلفظ مشترک اما معنای متفاوت دارند و نمی‌توان آنها را به جای هم به کار برد. دانش‌آموز باید با دقت به متن و خوانش صحیح و درک مفهوم بیت یا عبارت به پاسخ صحیح برسد. امسال هم طراحان سوال کنکور، همین رویّه را پیش گرفتند. همچون سال‌های گذشته واژگان، هم از ادبیات فارسی و هم از زبان فارسی، آورده شده بود و مشکل خاصی در این بخش وجود نداشت.

تاریخ ادبیات

این بخش، همانگونه که انتظار می‌رفت از بخش‌های نسبتاً دشوار و وقت‌گیر بود به این دلیل که دانش‌آموزان باید اسامی بسیاری را به خاطر می‌سپردند. امسال همانند کنکور یکی از سال‌های اخیر، از پاورقی زبان فارسی3؛ سوال تاریخ ادبیات داده شده بود.

آرایه‌های ادبی

سوالات آرایه، با توجه به اینکه دانش آموز باید به خوبی معنا و مفهوم بیت را درک کند و سپس پاسخ دهد، سوالات نسبتاً وقت‌گیری هستند. البته در سوالات آرایه امسال دانش‌آموزان می‌توانستند با کمی هوشمندی، به‌راحتی، گزینه‌های نادرست را تشخیص دهند و به پاسخ صحیح برسند.

دستور زبان

امسال برخلاف کنکور چند سال گذشته، سوال شمارش واژگان و تکواژها وجود نداشت؛ این سوالات بسیار وقت‌گیر هستند(البته یک سوال شمارش واج وجود داشت که چندان زمانی نمی‌گرفت). طراحان سعی کرده بودند این زمان را به سمت درک مطلب‌ها و تاریخ ادبیات‌ها ببرند.

به طور کلی، زبان فارسی امسال نسبت به سال‌های گذشته، دشواری کمتری داشت.

درک مطلب

مشکل‌ترین و بحث‌برانگیزترین بخش درس ادبیات، این بخش است.امسال هم مانند کنکور سال گذشته، 9 سوال درک مطلب از داخل و خارج کتاب وجود داشت. اغلب یک سوال از شخصیت‌های متون کهن ادبی، به شیوه‌های گوناگون، می‌آید.

امسال برای پاسخ گویی به این سوال، دانش‌آموز باید داستان ضحاک(از ادبیات پیش دانشگاهی) را به خوبی می‌دانست و اشعار را به خاطر می‌سپرد تا به این سوال خاص(سوال23) پاسخ دهد. به نظرم باید این تیپ سوالات، بیشتر در کنکور گنجانده شوند.

مقایسه کنکور امسال با سال گذشته

تعداد: تعداد سوالات هر مبحث(مباحثی که با رنگ قرمز مشخص شده‌اند) دقیقاً مانند کنکور سال گذشته بود.

گرایش: بیشتر سوالات به سمت درک مطلب پیش رفته است؛ به این معنا که دانش‌آموز حتی برای پاسخ دادن به سوالات املا هم باید ابتدا ابیات را معنا کند و سپس با توجه به معنای لغات به پاسخ درست برسد.

تیپ جدید سوال: سوال 23؛ سوالی جدید بود. دانش‌آموز برای پاسخگویی به این سوال می‌بایست داستان ضحاک، اتفاقات آن و شخصیت‌های آن را دقیق می‌دانست و سپس به پاسخ  صحیح می‌رسید.

ایده نو: علاوه بر سوال 23 که سوالی نو بود و ایده‌ای جدید داشت، سوال یک هم جالب بود. در کتاب درسی، معمولاً برای اغلب واژگان، بیش از یک معنا آورده شده است و با دانستن یک معنا، دانش‌آموز به راحتی به پاسخ می‌رسید اما امسال در سوال یک، تمام معانی یک واژه آورده شده بود و علاوه بر آن یک معنای دیگر که گاه نزدیک و گاه صرفاً شبیه معنی درست بود، آورده شده بود. این نکته، کمی کار دانش‌آموزان را دشوار می‌کرد.

به طور کلی، طراحان گرامی کنکور امسال؛ سعی بر آن داشتند که بیشتر سطح درک دانش‌آموزان از ادبیات را بسنجند تا اینکه صرفاً بر محفوظات تکیه کنند و این خود، نقطه قوت سوالات درس ادبیات عمومی امسال بود. 

اعظم نوری‌نیا (مسئول درس ادبیات عمومی)

​نوبل ‌درگیری/ یادداشتی درباره جایزه نوبل ادبیات

​نوبل ‌درگیری/ یادداشتی درباره جایزه نوبل ادبیات
 
کسب جایزه نوبل ادبیات توسط باب دیلن در روزهای اخیر باعث اظهارنظرهای مختلفی در جامعه ادبی شده است، اما چیزی که اهمیت دارد، فرصت‌هایی است که به واسطه کسب این جایزه ایجاد خواهد شد، چراکه هنوز که هنوزه عده‌ای ترانه را بخشی از ادبیات نمی‌دانند.
خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، شهاب دارابیان: یکی از عادت‌های زشت اما معروف ما ایرانی‌ها، اظهارنظرهای بی‌پشتوانه‌ای است که در هر جایی که چند آدم دور هم جمع باشند، شاهد آن هستیم. اصولا همه ما ید طولایی در اظهارنظر درباره مباحث گوناگون داریم؛ برای مثال کافی است به صحبت‌های درون تاکسی یا صف نانوایی توجه کنید، آن‌وقت متوجه می‌شوید که دوستان نظریه‌پرداز از گرانی گوشت و مرغ تا تاثیر انتخابات آمریکا روی وضعیت بازار مسکن ایران نظر می‌دهند. چند روز پیش در میوه‌فروشی شنیدم که آقایی می‌گفت «عباس آقا! دعا کن که ترامپ رییس‌جمهور آمریکا نشود که اگه بشه بیچاره‌ایم. اگه ترامپ بیاد گرونی دوباره برمی‌گرده به زمان قبل...» خلاصه که مهم نیست موضوع چیست، ما ذاتا دوست داریم که در بحث‌ها شرکت داشته باشیم. نمونه بارزتر نقدی است که در سال‌های اخیر به برخی فیلم‌ها شده و بارها دیده‌ایم که فلانی فیلم را ندیده یادداشتی منتشر می‌کند و خیلی قرص و محکم می‌گوید که دیدن این فیلم بنیان‌های خانواده را سست می‌کند.

این روزها هم بحث روز ادبیات جایزه نوبل باب دیلن (باب دیلان) است که گویی خاری در چشم برخی دوستان شده است. طرف شجریان خودمان را هم سه چهار بار بیشتر گوش نکرده، بعد یادداشتی طویل می‌نویسد که «ایهاالناس! کجایید که ببینید ادبیات نابود شد! کجایید که ببینید ادبیات به چه منجلابی گرفتار شده است!» این اظهارنظرها در شرایطی است که طرف هنوز گیتار را از نزدیک ندیده و هنوز معتقد است که ادبیات در داستان و شعر (با ارفاق) خلاصه شده و هیچ‌کس جز نویسندگان و شاعران (بازم با ارفاق) حق برنده شدن جایزه نوبل ادبیات را ندارد. این تازه طرف خوب ماجراست و جالب است بدانید که عده‌ای از این فرصت بدست آمده استفاده کرده، از این آب گل آلود یادداشت گرفته و در بوق و کرنا می‌کنند که مگر اصغر فرهادی با آن فیلمش اسکار نگرفت، حالا بذارید باب دیلن هم نوبل ادبیات بگیرد. برادر من! خواهر من! قبول، اصلا نوبل حق باب دیلن نبوده اما چرا خودزنی می‌کنید؟

کاش شرایط کمی تغییر می‌کرد و دوستان حداقل چهار تا از کارهای این بنده خدا را گوش می‌دادند و کمی درباره تاثیرگذاری موسیقی او در آمریکا «دودوتا چهارتا» می‌کردند، بعد گلوی مبارک را شرحه‌شرحه می‌کردند که «این حق باب دیلن نبوده، باب تو آس ادبیات منو بریدی! باب به خدا تو مسلمون نیستی!»

به‌نظرم البته مشکل اصلی برخی دوستان با ژانر ترانه و موسیقی است؛ مساله‌ای که سال‌هاست هنوز در کشور ما حل نشده و هنوز عده‌ای ترانه را بخشی از شعر و ادبیات نمی‌دانند و معتقد که ترانه همان شعرهای لب حوضی است؛ اما باید خدمت این دوستان عرض کنم که زمان کاملا تغییر کرده و امروز ترانه جایگاه ویژه‌ای میان مردم جهان و حتی کشور ما پیدا کرده و این که اگر شما ترانه و موسیقی را جزئی از ادبیات نمی‌دانید، دلیل محکمی نیست تا مردم دنیا هم شبیه به شما فکر کنند.

اگر بحث موزیسین بودن باب دیلن (که درست آن باب دیلان است) را کنار بگذاریم؛ طبق تعریف‌های لغوی، ادبیات، آن‌گونه از سخن است که از حد عادی فراتر باشد و در حافظه مردم باقی بماند و مردم آن عبارت یا سخن را بین خودشان نقل کنند یا عبارتی که روی مردم تاثیر بگذارد و باعث شادی و غم مردم شود. قبول دارم که این یک تعریفی سطحی از ادبیات است، اما آیا به‌نظر دوستان چنین ویژگی‌هایی در ترانه وجود ندارد و تا به حال برایشان اتفاق نیفتاده که با ترانه‌ای خوشحال شوند یا با آن گریه کنند؟

از بحث شایسته بودن یا نبودن باب دیلن که فاصله بگیریم، عده‌ای این جایزه‌ها را از پیش مشخص شده و سیاسی می‌داند و معتقدند که این جایزه براساس زدوبندهای شخص موردنظر، با هیات علمی نوبل انتخاب می‌شود اما جالب است که دوستان بدانند که باب دیلن تا به امروز تلفن مسئولان آکادمی نوبل را جواب نداده و این احتمال وجود دارد که اصلا این جایزه را قبول نکند.

بدون شک اهدای جایزه نوبل به کسی که توانسته اشعار عاشقانه «راک اند رول» را به اشعار ادبی کلاسیک پیوند بزند، دری تازه به روی ادبیات باز خواهد کرد و باعث گسترش مرزهای سرزمین ادبیات خواهد شد. به هر حال نظرات متفاوت است و آزادی بیان و خصلت ما ایرانی‌ها این اجازه را به هر فرد متخصص و غیرمتخصصی می‌دهد که درباره این جایزه صحبت کند، اما به‌نظرم بهتر است دوستان منتقد قبل از اظهارنظر درباره چنین جایزه‌های ارزشمندی، حداقل برای معتبر بودن صحبت‌هایشان کمی روی موضوع موردنظر تحقیق و تفکر کنند.

«تنگسیر» صادق چوبک نقد و بررسی می‌شود

«تنگسیر» صادق چوبک نقد و بررسی می‌شود
 
کتاب «تنگسیر» اثر مرحوم صادق چوبک، نویسنده مطرح کشورمان در دانشکده ادبیات و زبان‌های خارجی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج، نقد و بررسی خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) صادق چوبک یکی از مطرح‌ترین نویسندگان ایرانی است و برخی او را در کنار صادق هدایت و بزرگ علوی از بزرگان داستان‌نویسی مدرن ایران می‌دانند. چوبک، نخستین رمان خود را در سال 1342 با عنوان «تنگسیر» منتشر کرد.

معاونت پژوهشی دانشکده ادبیات دانشگاه آزاد واحد کرج، قصد دارد تا با همکاری حوزه هنری استان البرز در سیزدهمین نشست «کتاب ماه» به نقد و بررسی نخستین رمان چوبک بپردازد. از این‌رو، جلسه نقد و بررسی رمان «تنگسیر» از ساعت 16 روز دوشنبه (26 مهرماه) در تالار شهید باهنر این دانشکده برگزار می‌شود.

قهرمان این رمان زارمحمد، دلاور و جوانمرد تنگسیری است. او مردی ساده، پاک و خانواده دوست است، اما برخی از شهرنشینان بندری سرمایه و دارایی وی را به امانت گرفته و خرج کرده‌اند. زارمحمد تصمیم دارد تا از آنان انتقام سختی بگیرد؛ پس با زن و دو فرزندش وداع می‌‌کند تا برای نگهبانی از آبرو و مردانگی خود آخرین راه و چاره را در پیش گیرد.
 
زارمحمد بر خلاف کارکترهای دیگر چوبک، نمایانگر بهترین و درخشان‌ترین ویژگی‌های سلحشوری و جوانمردی است و از نادر آدم‌های نوشته‌های چوبک است که آگاهانه و به‌رغم ایمان دینی استوار خود برای انتقام آماده می‌شود و آن‌را به خداوند واگذار نمی‌کند.

امیر نادری، کارگردان، در سال 1352 براساس داستان این رمان، فیلم «تنگسیر» ‌را ساخت که با بازی بهروز وثوقی مورد استقبال جامعه قرار گرفت.

چاپ پنجم رمان «تنگسیر» صادق چوبک در 234 صفحه، به بهای 10 هزار تومان از سوی موسسه انتشارات نگاه در سال 93 منتشر شده و علاقه‌مندان می‌توانند آن‌را از کتابفروشی‌های معتبر تهیه کنند.

همچنین علاقه‌مندان برای حضور در این نشست می‌توانند از ساعت 16 دوشنبه 26 مهرماه به دانشکده ادبیات و زبان‌های خارجی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج به نشانی، کرج، بلوار شهید مؤذن مراجعه کنند

میزان آشنایی کودکان و نوجوانان ما با ادبیات کهن چقدر است؟

میزان آشنایی کودکان و نوجوانان ما با ادبیات کهن چقدر است؟ / سوء‌استفاده برخی نویسندگان از متون کهن
 
افسانه‌ها و اسطوره‌ها امکان شناخت اندیشه‌ها، باورها و آرمان‌های پیشینیان را برای نسل‌های جوان فراهم می‌آورند و گویای مطالب و تجربیات ارزشمندی هستند که تاریخ قادر به بیان‌شان نیست. پیشینه غنی ما در حوزه ادبیات مکتوب و ادبیات شفاهی، آبشخور ارزشمندی برای نویسندگان ما به‌وجود آورده است اما اینکه نویسندگان ما چگونه و تا چه اندازه توانسته‌اند از این سرچشمه غنی برای استفاده کودکان و نوجوانان بهره‌برداری کنند موضوعی است که ایبنا در گفت‌وگو با نویسندگان و دست‌اندرکاران این حوزه در قالب پرونده‌ای به آن پرداخته است.

ادامه نوشته

وقتی مرزهای بین ادبیات شفاهی و کتبی شکسته‌ شد / آیا ترانه را می‌توان در حوزه ادبیات دانست؟

وقتی مرزهای بین ادبیات شفاهی و کتبی شکسته‌ شد / آیا ترانه را می‌توان در حوزه ادبیات دانست؟
 
هفته گذشته و در نهایت شگفتی متخصصان و مخاطبان دنیای ادبیات، «باب دیلن» ترانه‌سرای آمریکایی برنده جایزه نوبل ادبیات سال 2016 شد و بحث‌های بسیاری را در دنیای ادبیات به راه انداخت؛ به نظر می‌رسد تعریف جامعه از ادبیات دستخوش تغییر شده و مرزهای بین ادبیان کتبی و شفاهی شکسته شده‌است! آیا از این به بعد «ترانه» را می‌توان به طور جدی در حوزه ادبیات تعریف کرد؟

 
به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) به نقل از bookstr ـ آن‌چه مشخص است این است که مردم جهان با شنیدن ترانه‌ها دچار احساسات خاصی می‌شوند. ترانه ممکن است به ما الهام ببخشند، ما را عصبانی یا افسرده و یا شاد کنند. مهم این است که ترانه و ذهن انسان رابطه نزدیکی با هم دارند. با این وجود آیا ترانه نیز بخشی از ادبیات به حساب می‌آید؟ موسیقی شامل ادبیات، ریتم، و صدا است و این موضوع مرز، ملیت، و فرهنگ خاصی را نمی‌شناسد. اینک که «باب دیلن»، که بیشتر در عرصه موسیقی شناخته شده، برنده جایزه نوبل ادبیات شده، ارتباط ترانه با ادبیات نیز به یکی از بحث‌های رو تبدیل شده است.
 
همواره بسیاری از ترانه‌ها از بخش‌هایی از ادبیات بهره گرفته‌اند؛ به عنوان مثال برخی گروه‌های موسیقی از بعضی از آثار «ویلیام شکسپیر»، نویسنده انگلیسی استفاده می‌کنند؛ به عنوان نمونه جمله «زندگی مانند صحنه نمایش است» بخشی از نوشته «شکسپیر» در «نمایش‌نامه مکبث» است که الهام‌بخش برخی ترانه‌ها بوده است. در نمونه‌ای دیگر یکی از گروه‌های موسیقی نام یکی از آلبوم‌های خود را «هر چه پایانش نکو باشد، نکو است» گذاشت که نام یکی از آثار دیگر این نمایشنامه‌نویس است.
 
اگر ترانه رابطه تنگاتنگی با ادبیات دارد چرا نباید جزئی از آن محسوب شود؟ حماسه‌های قدیمی «یونان» خوانده نمی‌شدند بلکه به شکل آواز اجرا و به مردم ارائه می‌شدند و بخش زیادی از تاریخ شفاهی ما مدیون ترانه‌هایی است که به نگارش درنیامده و نسل به نسل و به شکل شفاهی به ما رسیده است. در جامعه امروز یاد گرفته‌ایم همه چیز را با آغوشی باز بپذیریم. این موضوع بدان معناست که مجلات، کتب، شعر، داستان کوتاه، و هر چیز دیگری به ادبیات نسبت داده می‌شود. قرار نیست ادبیات را به آثاری چون «جین ایر» نوشته «شارلوت برونته» یا «آرزوهای بزرگ» نوشته «چارلز دیکنز» محدود کنیم.
 
آثار «باب دیلن» تجربیات مشترک انسانی را بسیار هنرمندانه ارائه می‌کند. به دست آوردن جایزه نوبل ادبیات توسط این خواننده و ترانه‌سرا فرصت‌های زیادی را برای ترانه‌سراهای سراسر جهان فراهم می‌کند. ترانه‌های او ترکیبی از داستان، شعر، و ترانه است.
 
درست است که هیچ کس حدس نمی‌زد او برنده جایزه نوبل ادبیات شود اما مجموعه آثار او چه در حوزه شعر چه در حوزه ترانه او را واجد شرایط این جایزه می‌کند. این بدان معناست که تعریف جامعه از «ادبیات» در طول زمان دچار تغییر شده است. در واقع گویا ما به افتخار این ترانه‌سرای بزرگ مرزهای بین ادبیات شفاهی و کتبی را شکسته‌ایم.
 
«باب دیلن»، نویسنده و ترانه‌سرای آمریکایی هفته گذشته برنده جایزه نوبل سال 2016 شد. «سارا دانیلز»، دبیر موقت آکادمی نوبل اعلام کرد که ممکن است این انتخاب موجب شگفتی باشد اما «اگر به 5000 سال پیش به این طرف نگاه کنید، کسانی چون هومر را خواهید دید که متون شاعرانه‌ای را برای اجرا در صحنه نوشته‌اند؛ باب دیلن نیز همین کار را انجام داده است. ما هم‌چنان آثار هومر را می‌خوانیم و لذت می‌بریم.»

ترانه تاریک   تحلیل ساختاری شعری از احمد شاملو  / محمدحسین بهرامیان   

ترانه تاریک

بر زمینه سربی صبح

 سوار

           خاموش ایستاده است

 و یال بلند اسبش در باد

                 پریشان می شود
 

خدایا خدایا

سواران نباید ایستاده باشند

هنگامی كه                              

           حادثه اخطار می شود. 

 

 ***

 

كنار پرچین سوخته

 دختر

           خاموش ایستاده است

 و دامن نازكش در باد

                    تكان می خورد

 

خدایا خدایا

دختران نباید خاموش بمانند!

هنگامی که مردان

          - نومید و خسته -

                         پیر می شوند !

 

پیش درآمد:

 نیما با طرح موضوع فرم در شعر امروز ، شعر را نه به عنوان پاره ای از اجزاء غیر مسؤول بلكه به مانند ساختمانی واحد تصور نمود كه اجزاء این ساختمان به نوعی ارتباط عرضی ، طولی و حتی تو در تو با هم دارند . بعد از نیما ، فرم و ساختمان شعر مورد توجه شاعران و منتقدین واقع شد و از زوایای مختلف مورد كنكاش و دقت نظر قرار گرفت . یدالله رؤیایی در اشعار و نوشته های خود به تكمیل موضوع مورد بحث همت گماشت . از دیدگاه رؤیایی ، شعر نظامی است كه اجزاء آن هدف واحدی را دنبال می كنند . امكان افزودن یا كاستن اجزاء وجود ندارد و حتی تغییر در نگارش یك كلمه ، یك حرف یا نوع تلفظ آن كل ساختمان شعر را دچار آشوب می كند . البته این تعریف كه برگرفته از فرمالیسم و شكل گرایی روس و تحت تأثیر نوشته‌های یاكوبسن ، شكلوفسكی و دیگران بود با ظهور عرصه های جدید پسا ساختار گرایی از شالوده فرو ریخت و در شكل دیگر یا یك بی شكلی مضاعف تغییر هویت داد .


شاملو ، آموخته های خود از نیما را با گریز از وزن در شكلی نوین ارائه نمود . نگاه خاص این اشعار به كلمه ، زبان ، فرم ، موسیقی و اصولا چینش كلمات ، و توالی و ترتیب ارگانیك اجزاء شعر ، او را در ردیف شاعران ساختگرا قرار داد . اگر چه توجهات خاص شاعر به محتوا و وجوه معنایی شعر ( حداقل در برخی از معروفترین اشعار او ) این مسأله را مورد تردید قرار می دهد .

ادامه نوشته

بررسی كهن الگوی آنیما   در آثار مولانا  /  الهام جم زاد /محمد حسین بهرامیان

چكیده

كهن الگوها، مفاهیمی مشترك و جهانی هستند كه از گذشته های دور، از اجداد بشر، نسل به نسل منتقل شده اند و در ژرفای ضمیر ناخودآگاه جای گرفته اند.مهم ترین كهن الگوها از نظر روان پزشك شهیر سوئیسی، كارل گوستاو یونگ، عبارتند از: سایه، پرسونا، خود، آنیما و آنیموس.این صور مثالی برای رسیدن به مرزهای خودآگاهی در نمادهای گوناگون جلوه گر شده اند و در آثار هنرمندان نمود پیدا كرده اند. آنیما از مهم ترین كهن الگوهای یونگ است كه به "روان زنانه‌ی" یك مرد اشاره دارد. به نظر می رسد آثار ادبی و هنری، بستر بسیار مناسبی برای تجلی آركی تایپ‌هاست و هنرمند برای ایجاد یك اثر ماندگار بیشتر از ناخودآگاهش الهام می گیرد.از آن جا كه جایگاه آنیما در ناخودآگاهست، می توان تأثیر این كهن الگوی مهم را بر آثار ادبی یا هنری بسیار ارزشمند و ماندگار و بر ذهن و زبان خالق اثر مشاهده كرد.

به اعتقاد یونگ خاستگاه آثاری از این دست، لایه های ژرف ناخودآگاه جمعی است كه منبع كشف و شهود و الهام شاعر و هنرمند است.در این مقاله تأثیر كهن الگوی آنیما بر اشعار مولوی، شاعر بزرگ و ارزنده‌ی ایران،‌ بازنگری و موارد تأثیر گذاری آنیما بر افكار و سروده‌های وی به اختصار بررسی شده است.

كلید واژه‌ها: كهن الگو، ناخودآگاه جمعی، آنیما، یونگ، اشعار مولوی.

ادامه نوشته

 باز خوانی حکایتی از گلستان سعدی /محمد حسین بهرامیان

مقدمه اول : ادبیات عامه پسند و نگاه فرم گرایانه

نقد ادبی معاصر جهان اگر چه نگاه های صرفا فرمالیستی و کاملا ساختار گریانه را همواره به باد انتقاد گرفته است اما بر معنا سالاری و دیکتاتوری معنا نیز انتقاد شدید دارد. نظرات اندیشمندانی که فراتر از درون مایه اثر، به فرم، شکل و زبان نیز توجه تام و تمام دارند بسیار حائز اهمیت است. هولدرلین شعر را در زبان خلاصه می کند و معتقد است موسیقی، تخیل و اندیشه در کلمه و به تبع آن در زبان وجود دارد و همه هنجارهای ادبی به نوعی با زبان ارتباط تنگاتنگ دارد. شکلوفسکی، یاکوبسن و بسیاری از فرمالیست های روسی ادبیات را در فرم تعریف می کنند و پیش از آنها تولستوی در کتاب "هنر چیست؟" ادبیات و اصولا هنر را روایتگر احساسات و عواطف بشری می داند با این حال در آثار ماندگار خود از قدرت زبان غافل نیست. پل والری معتقد است "معنا همیشه در اطراف ما وجود دارد. آنچه اهمیت دارد چگونگی به دام انداختن این محتوی رایج است" و بر همین اساس او شعر را نه "چه گفتن" بلکه "چگونه گفتن" می داند. اینگونه نگاه فرمالیستی به شعر در نیمه اول قرن بیستم با نگاه فرمالیست های روسی بهم می آمیزد و شعر را در در تلفیق بافتار و ساختار و در نهایت فرم های درونی و بیرونی اثر تعریف می کند.

ادامه نوشته

غم وشادی در اندیشه ی مولانا/محمد حسین بهرامیان /الهام جم زاد

مقدمه

انسان با اولین گریه های کودکانه پا به دنیایی که می گذارد که آمیزه ای از غم و شادی است. گویی تقدیر آدمی چنین رقم است که در انبوه غم ها و شادی ها، زندگی را تلخ یا شیرین تجربه کند. شاعران و عارفان ایران زمین فراتر از غم و شادی به دوست می اندیشند و با این حال به عنوان یک انسان در گیر و دار این و آن روز گار می گذرانند. در این مقاله ابتدا به بررسی اجمالی موضوع غم و شادی در اندیشه و تفکرات شاعران قبل از مولانا پرداخته ایم و در ادامه به شکلی ویژه به مولانا پرداخته ایم و سروده های ارزشمند شاعرعارف را از این منظر مورد نقد و بررسی  قرار داده ایم. تعالیم متفاوت شمس از یکسو و منش عارفانه مولانا و شور و شوق روحانی وی از سوی دیگر، او را در ردیف شادمانه ترین عارفان ایران زمین قرار داده است. زیر و بم مترنم غزلیات شمس و شور و حال ریخته در این اثر جاوید ، حاصل سماع روح شاعر در بیکرانه هاست و شاید همین دقیقه عمیق است که او را از خیل شاعران اندوه سرای سده های سوم تا دهم متفاوت کرده است. در این نوشته ما چند و چون ذهن و زبان مولوی کاویده ایم تا راز و رمز این شادی و انبساط خاطر را پیش چشم خواننده آوریم. در این میان از جبر و اختیار می گوییم و تفاوت آشکار مولانا را با دیگر شاعران همردیف او بیان خواهیم کرد. مولوی را در اختیار یا جبری عارفانه غوطه ور خواهیم دید و باز این از دو منظر وجد و حال عارفانه او را به تماشا خواهیم نشست. ردیابی اندیشه های شمس و بروز شادمانگی های این پیر عارف در آثار مولانا، ما را به دریافت منشاء و مبداء سرمستی های مولانا رهنمون خواهد شد. مقایسه مولانا و خواجه اهل راز حافظ از این زاویه قابل نامل است و بررسی این تنوع و تفاوت گوشه هایی دیگر از شخصیت این دو شاعر بزرگ عارف را بر ما خواهد نمود. این مقاله بهانه ای است تا از زبان آهنگین مولانا اشعار و غزلیاتی را نمونه آوریم و خواننده را در این ترنم جاوید با خود هم نوا سازیم. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.

کلید واژگان:

شادی     /     غم      /   غزلیات   /   شمس    /    مولوی     / 

 

پیش در آمد

 انعكاس صریح اندیشه های زروانی ، مسیحی ، مانوی ، هندی و...در آثار شاعران و نویسندگان قرون بعد از اسلام به خلق اندیشه های جبرگرا انجامیده است . اشعار اولین شاعران پارسی گو ، از جمله محمد بن وصیف ، فیروز مشرقی ، ابوسیلك گرگانی و شاعران دوره های بعد از این گونه تفكرات بی تأثیر نبوده است .

  كریستین سن می نویسد :  در تحت تأثیر تفكرات جدید ( یعنی افكار مسیحی ، مانوی ، هندی ) آن خوش بینی كه بنیان دین زردشتی و محرک مردمان به كار و كوشش بود پژمرده و گسیخته شد . میل زهد و ترك دنیا كه در فرقه های مخالف آیین زردشت ، رواجی تمام داشت رفته رفته وارد آیین زردشتیان گردید و بنیان این دیانت را برانداخت .. در این وقت زروانیت كه

ادامه نوشته